تبليغاتX
ماهوریان
ماهوریان

موسیقی سنتی ایران - اشعار - بزرگان موسیقی سنتی


مرجعنامه موسیقی (قسمت دوم)

موسیقی وپیدایش آن:

 

درباره چگونگی و زمان پیدایش هنر موسیقی بین محققان اختلاف وجوددارد،اما آدمی قبل از آن که تکلم و صوت را آموخته باشد با هنر موسیقی کم وبیش آشنا بوده زیرا وزن ها وآهنگ ها وحتی آواهایی که از حنجره اش بر می آید نخستین گام ها در راه پیدایش وظهور موسیقی بود.

در این که نخست وزن وجود داشت سپس صوت پدید آمده است تردیدی نیست ، اما آلات موسیقی نیز به نوبه خود ابتدا از استخوان وسپس از وسایل زهی مانند روده و تاره های گیاهی وسیم استفاده شد.

موسیقی آدمیان نخستین به هر شکل وصورتی که بود جنبه روحانی داشت ووقتی که موسیقی به قالب ترکیب در آمد وریتمیک شد که بازهم در ستایش ونیایش خدایان وامور دینی به کارافتاد. موسیقی همواره راه کمال پیمود ومراسم مذهبی هم موسیقی شعر ونقاشی را تحت الشعاع خود قرار داد تا این که در قرن ششم پیش از میلاد به وسیله فیثاغورث موسیقی با ریاضی در آمیخت وقواعد واصول خاص ودقیقی یافت ونوسانات وفرکانس های آن دارای فرمول ومحاسباتی شد.

موسیقی در نزد هندیان، چینیان، ومردم کلده وآشور وسومر وایرانیان قدیم    سابقه ای طولانی دارد، تا جایی که اثر اکتشافات باستان شناسی برخی آلات موسیقی یافته اند که پنج تا هفت هزار سال سابقه تاریخی دارد.

بودائیان اساساً مذهبی خود را با نوعی موسیقی می خواندند وآداب مذهبی آنان همراه رقص وآوازه بود در زمانی که حماسه ی همر را برای تشجیع سربازان می خواندند عده ای نوازنده بودند که آن اشعار را همراهی می کردند، در تاریخ یهود نیز به داود وسلیمان بر می خوریم که حدود سه هزارسال پیش می زیستند، داود آوازی خوش داشت وسلیمان و پدرش یه موسیقی علاقمند بودند.

موسیقی کم کم راه کمال را می پیمود در سال930 میلادی تقسیمات تازه ای یافت و با حروف الفبا، اصوات را نشان می دادند، تا این که سرانجام در سال 1450 میلادی نت تکمیل شد و در چهار خط موازی علائم را نهادند(دو- ر- می- فا-سل- لا- سی) این تکامل مرهون ونتیجه موسیقی کلیسایی بود وبعدها آوازها نیز نام گذاری شد(کوند وکتوس – موتت- روندل- روتا).

 

موسیقی در تمدن اسلام:

عربستان در مرکز کشورهای عربی قبل از پیدایش اسلام کشورعاری از تمدن بود وجز ادبیات که در حدود یک قرن پیش از اسلام در آن کشور اهمیت یافت. از هنرهای زیبا بهره چندانی نداشت.

پس از حمله اعراب به ایران ، اعراب با دنیای متمدن آشنا شدند و در موسیقی دیگر هنرها تحت تاثر هنر ایران و روم وبه ویژه کشورهای اطراف قرار گرفتند. با وجود تحریم موسیقی از بدو پیدایش اسلام موسیقی در کنار مذهب وارد شد و در وهله اول برای اذان وتلاوت کتاب آسمانی به صورت نوای مطبوع وآواز خوش به کار آمد.

غیر از عربستان کشورهای دیگر عربی ازجمله در جنوب عراق در 1927 میلادی آلت موسیقی به نام میثاره یا تصاویری که در مصر باستان بر سنگ های تاریخی نقش بسته به قدمت هنر موسیقی را در 5000 یا 6000 سال قبل از میلاد دانسته اند.

آواز در موسیقی اعراب در راه پیمانی ها ، کوچ ها صحراگردی ها، همراهی با کاروان شتر واسب ، آواز تک ضربتی و تک نوازی سازهای سبک قابل حمل ، نواخته می شد آوازهای ضربی حباب هم آهنگ چهار نعل اسب وغنا ارکیان آواز سواران بود که در حرکت خوانده می شد.

در دوره بنی امیه چون خلفای اموی به رسم پادشاهان ایران در باری تربیت داده بودند به تدریج از موسیقی به درباره آنها راه ورواج یافت وسه شکل جدید در آهنگ های ضربی به نام : الطاق الاول، الطاق الثانی ورمل معمول شد.

از موسیقی دانان این دوره عیسی بن عبدا... ، ابو عثمان سعید بن مسجع از سیاه پوستانی بود که موسیقی را در ایران فرا گرفتند ودو سیم زیر وبم را به سیم های عود عربی افزودند.

اساس موسیقی بعد از اسلام مانند پایه تمدن اسلامی به دست ایرانیان گذاشته شد و اگر آثار هنری ایران نبود،موسیقی شرقی امروزه در کشورهای عربی به شکل کنونی به وجود نمی آمد. به هر حال ایرانیان علی رغم محدودیت های آیینی ومذهبی سهم بزرگی در رشد ورواج موسیقی شرقی داشته اند و به خصوص از قرون دوم وسوم هجری تقریباً کلیه موسیقی دانان وآهنگ سازان وحتی تعدادی از خوانندگان ، ساکن در کشورهای عربی ایرانی بودند.

اخوان الصفا:

حضرت داود به هنگام قرائت زبور، مسیحیان در کنیسه ها ومسلمانان در مساجد از آواز خوش و قرائت زیبا سود می جستند.

شاید شاخص ترین وجه تمایز موسیقی غربی با موسیقی شرقی قائل بودن اصول هارمونیک بر موسیقی مغرب زمین واصول نغمگی بر موسیقی شرق باشد وافزون بر آن تفاوت بر طرز تلقی شرقی ها از پرده ، ریتم وتزیین نغمه        می باشد که در اروپا این اصول غریبه است.

دوره ای وجود دارد که هر دو مویسقی خاور وباختر مشترکاً از عناصر موسیقی یونانی و همین طور از گام فیثاغورث استفاده می کرده اند همان گامی بوعلی آن را گام ایران باستان می نامد و در عین حال هارمونی نیز نزد هر هر دو ملت ناشناخته بوده است ومهمترین وجه تمایز دو موسیقی در آن دوران وجود نظامی از موسیقی موزون وهمین طور ادراکی از عیش وعشرت یا تزیین نغمات در نزد ملل شرقی بوده است. تئوری و عمل موسیقی سامیان را می توان منشاء موسیقی غربی قرار دارد.

 در دوره های کوتاه قبل از اسلام در مناطقی که قلمرو عرب ها تا حدی تحت نفوذ گام ایران باستان بوده اند. به نظر می رسد که بعداً در اوان اسلام حجاز موسیقی موزون وریتمیک را از ایران اقتباس کرده اند واعراب با وجود        ابن مسجع خواننده ایرانی الاصل تئوری جدید موسیقی وترکیب عناصر ایرانی وبیزانسی را اقتباس وپدید آوردند، اما به گفته مورخین اثرات وارداتی از ایران وبیزانس موسیقی بومی اعراب را تحت الشعاع قرار نداد، بلکه شاخ وبرگ درخت آن موسیقی را پیوند بیشتر داد. این نظام موسیقی تا سقوط بغداد همچنان اعتبار داشت و در همان دوره ها بود که اسحاق موصلی (پسر ابراهیم ماهان رازی ) تشویق به از سرگیری گام ایرانی ، با موسیقی ایرانی، رومی ، گردید. البته در ایران تا سالیان طولانی متد وفنون موسیقی آن گونه که از باربد وزمان او باقی مانده بود وتنها رساله مورد استناد موسیقی دانان بود، و در قرون بعدی با پیدا شدن ربع پرده در موسیقی ایران اجرای ساخته های باربد تقریباً منسوخ گردید. هر چند که در ایران حتی تا امروز گام های بدون ربع پرده همچنان دوام یافته است.

به تعبیری تعدادی از صاحب نظران آن چه که منجر بخ حفظ نظام قدیمی تر به عنوان تئوری موسیقی ایران کمک نمود آشنایی موسیقی با موسیقی یونان بود.

در کنز التحف واضعان این صنعت (موسیقی) که از طریق آنها انتشار یافته افلاطون، ارسطو، اقلیدس،فیثاغورث، تالس،بطلیموس عنوان کرده و در قرن ده ویازده میلادی اندیشه های ایرانی به ویژه گام خراسانی (با ظهوراستاد اصفهانی 967 میلادی) بهطرزی موثق در عرصه مقام ها اقتباس و پذیرفته شده بود. و مدت ها بعد بود که موسیقی دان ونظریه پردازی به نام صفی الدین ارموی برای نخستین بار نظریه جدید به نام منتظمیه عنوان یا به نظم در آورد، و در طی قرون 14 وپانزده میلادی گام دیگری مورد قبول موسیقی دانان ایرانی وعربی قرار گرفت وآن هم نظام ربع پرده بود.

به هر طریقی موسیقی عرب، ایران وروم درطی تقابلات متعدد از یکدیگرمتاثر می شده اند در طی دوران اسلامی چه در ایران موسیقی صدایی یا آوازی( البته غالباً در شکل مذهبی آن) پیوسته بر موسیقی خالص و همراه با ساز آن ترجیح داده شده است ودلیل عمده آن در ایران دلبستگی شدید ایرانیان به شعر و ادبیات منظوم می باشد که بهترین قالب اجرای آن آواها و ترانه ها بودند. اما در میان شکل های شعری درموسیقی صدایی علاوه بر قصیده، شکل های کوتاه تر دیگری مانند قطعه ، دو بیتی غزل وآوازه بلند از همه مطلوب تر بوده است. که بعدها به غرب هم راه یافت. نغمه که بر روی گام های معین اجرا می شد،    شکل های موزون و ریتمیک داشت که در صورت همراهی ساز ، به دنبال نغمه سرایی با عود ، طنبور، قانون، فلوت(قصبه) ونای  ودف وطبل ودهل وسرنا و... صورت گرفته ووزن قطعه شعری و یا نغمه حفظ می شد.

البته قطعات بدون آواز سازی نیز وجود داشته که تنها به عنوان کمکی در ابتدا، میان انتهای نغمات انجام می شده است در موسیقی رزمی ، نظامی که با همراهی نمایش های نظامی (رژه وسان) و به همراهی سازهای پرسر و صدا مثل طبل وسنج وبوق وشیپور . کرنا اجرا می شده است و تعداد موضوعات، نت ها مدت زمان اجراهای نظامی بسته به نظر فرماندهان صاحب دسته ، یا به خواست امیران بوده است.

به هر حال رغم نکوهش شرعی موسیقی عرفا وصوفیان از موسیقی به عنوان وسیله مکاشفه که از طریق حالت وجد وشعف ایجاد می شد یاد کرده اند.دراویش، پیرها، انجمن های اخوت، قواعد ومقررات خاص مراسم آیینی خود را به    وسیله ی موسیقی شکل می دادند و تمام موانع ظاهری مربوط اجتماعی وفرهنگی وموسیقی منشاء تاثیر پذیری وجد وسنا وسماع محسوب می شد.ضمن اینکه خاصیت درمان کنندگی روحی وروانی موسیقی تا حدودی مدنظر بوده است. در مجالس صوفیان و دراویش ، تنبور و دوتار، دف، ودایره، جایگاه خاص وخلسه آوری داشت ودر نزد عوام نیز خوانندگان دوره گرد (کوچه بازاری) غنیمتی پر ارج بود.

در زمینه سازهای مورد استفاده و آلات بسیار متنوع موسیقی قدیمی مشکل عمده والبته اختلاط ویا تقریباً تشابه وتعداد سازهای مورد استفاده نزد اعراب وایرانیان بوده است که تفکیک و جدا کردن آنها تقریباً امری مشکل ومحال است.

 

موسیقی در اسلام:

 

همان گونه که موسیقی مدرن اروپا به کلی مدیون ومشحون موسیقی اقوام بدوی آفریقایی و ملل سیاه پوست مغرب زمین می باشد، موسیقی موزون وریتمیک و دارای هارمونی نیز مدیون ساخته موسیقی دانان مسلمان بود. در اسلام خواندن قران با صدای خفیف و بدون صوت در نماز تشریع شد و درغیرآن تلاوت آیات قران با آهنگ خوش موسیقی یابی ، همچون الحان عرب، تاکید وتصریح گردید، از این رو تلاوت قرآن با آهنگ دلنشین ، روح بخش حزین، مطابق الحان وکلمات صحیح عربی به عنوان موسیقی اصیل در اسلام مورد تفصیص وتوصیه از طرف رسول اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) قرار گرفت.

در صدر اسلام بسیاری از مشرکان واهل کتاب ، تنها با شنیدن موسیقی وآهنگ جانفزای کلام ا...، ایمان آوردند. در روایات فریقین (شیعه و سنی )آمده که پیامبر گرامی فرمودند، همه انبیاء خوش صدا مبعوث شدند.

خوش صدایی حضرت داود یا درباره حضرت سجاد (ع) نقل است که وقتی قرآن می خواندند سقایانی که از آن جا می گذشتند، چنان از صوت دلنشین حضرت لذت می بردند که نه تنها سنگینی بار مشک ها را احساس نمی کردند که گاه از فرط خوشی از هوش وحال می رفتند.

یا پیامبر(ص) سفیرانی که برای دعوت به اسلام می فرستادند همه خوش صدا برای خواندن قران بودند. می توان بعد از قران کریم به خواندن و سردادن اذان،مدایح،قصاید وذکر مصائب که در همان دوران مرسوم گردیده اشاره کرد یا شعر خوانی با فصیح ترین کلام بین اعراب و در بازار عکاظ. در روایتی آمده به نوحه خوشی صدایی فرمودند: همان طور که بلدی بخوان.

اما در این گونه مجالس ، هیچ رسمی خلاف اخلاق و ادب وجود نداشت. اگر تغییر بساط وانقباضی در روح مستمع پدید می آمد. احساسات تحریک می شد، اشک سرازیر می شد وآه وناله بر مصائب شهدای صدر اسلام بلند بود ولی هرگز نهایتاً توام با حرکات بدنی موزون ومضطرب نبود. طبق سفارش نبوی برخی که از فیض محروم ماندند به تباکی واظهار حالت بکاء در                می آمدند.وقار،سکون،(آداب سماع) توجه واخلاص را شرط قبولی وکمال عبادت واذکار وادعیه می دانستند، در حالی که در آداب سماع تواجد ریایی در حالات متظاهران به عرفان دیده می شود، لذا بزرگانی چون جنید بغدادی، بسطامی، قشیری و ابن عربی این عمل را ناشایست می خواندند.

از جمله بدعت هایی که در این مراسم سخت مورد طعن و نکوهش بسیاری از عرفای حقیقی واقع شد . استفاده آلات وسازهای موسیقی مانند دف ونی بود که از آن به همراه آوازه سرودهای خود بهره می گرفتند و ناپسندتر این همراه با تلاوت قران به نواختن سازهایی می پرداختند. چنانچه شبیه این کار در رهبانیت مسیحی با خواندن فرامین کتاب مقدس انجام می گرفت و گروهی فریب خورده را به دین تهییج وترغیب می کرد .

 قبل از هرچیزی باید بدانیم که سراسر قران کریم ، کوچک ترین اشاره مستقیمی در مورد مخالفت  با موسیقی وجود ندارد وحتی دسته ای از علمای اسلامی ، بر این عقیده اند که آن چه در سوره ی 25 قران کریم (الفرقان –آیه اول) آمده است:

«تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعامین نذیرا»

«خداوند تمامی آن چیزهایی را که خود دوست دارد به مخلوقات خویش عطا کرده است»

که منظور « خوش صدایی» می باشد.

در آیه ی 18 سوره لقمان آمده ومی فرماید: «واقصد فی مشیک واغصص من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر»

و به خصوص که می فرماید ناپسندترین صدا،صدای الاغ است درحقیقت به شیوه ای غیر مستقیم ، منظور،پسندیده بودن صدای خوش می باشد.

همچنین آیه 31 سوره ای اعراف که فرماید:« قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده والطیب من الرزق قل هی للذین امنوا فی الحیوه الدنیا خالصه یو القیامه کذالک نفصل الایات لقوم یعلمون» به این معنی که:

 « ای پیامبر بگو چه کسی آن زیبایی هایی را که خدا برای بندگانش آفریده حرام کرده است. به آنها بگو نعمت های موجود در جهان پاداش ایمان داران است...».

با توجه به این سند و تجزیه وتحلیل آن موسیقی نیز مباح (حلال) شده است. بجز این اسناد، باز در قران کریم در سوره ی نجم آیه 60و61 در مورد (سامدون) بحث شده است که منظور از سامدون کسانی  بوده است که در آن روزگاران ترانه و موسیقی را ادا کرده اند.

 این نمونه ها تعدادی دیگر از مواردی شبیه اینها در قرآن وجود دارد که کم وبیش به موسیقی و خوش صدایی است و به هیچ نحوی مخالفتی با موسیقی و خوش صدایی را در خود ندارند.

 این در حالی است که علمای فقه اسلامی در دوره ی بعد از نزول قرآن و       دوران  های، بعدی نیز ، در جدال ونزاع آن هستند که آیا شنیدن موسیقی یعنی  سماع حلال است یا حرام؟

به این دلیل است که شرق شناسان نیز درباره معضل موسیقی در اسلام به دو دسته تقسیم می شوند که دسته ای از آنها عقیده دارند حرام شدن شنیدن موسیقی به طور مستقیم در رابطه با شخص حضرت محمد(ص) است دسته ای دیگر این نظر را دارند که علمای اسلام در عهد عباسیان ، خود را در برابر احترام وعلاقه بیش از اندازه مردم به موسیقی  یافته اند وجهت محدودکردن چنین مشغولیت بیش از اندازه مردم ، فتوای مخالفت با آن را صادر کرده اند که احتمال دارند این گونه بوده ودر هنگلم نظر وعقیده ی علمای اسلام راجع به موسیقی و ترانه تغییر کرده باشد. زیرا که در کتاب «الاغانی» سده ی دهم میلادی و همچنین  به عقیده ی تاریخ نویس سید میر علی ، در صدر اسلام مخالفتی با موسیقی نشده است.

به این دلیل برای بیشتر اطمینان پیدا کردن از نظر اسلام راجع به موسیقی ، نزدیک ترین ودرست ترین راه جهت روشن کردن این موضوع ، پناه بردن به قرآن کریم و احادیث(فرموده های) حضرت محمد(ص) است وهمچنان که قبلاً گفتیم قران کریم هیچ گونه مخالفت ضدیتی با شنیدن موسیقی ندارند  به این دلیل بعد از قران کریم به سراغ فرموده های پیامبر (ص) خواهیم رفت که دراین فرمایشات نیز به جزکه روشن ترین منبع برای گفته ها عقاید ونظرگاه های حضرت محمد(ص) راجع به امور اجتماعی همه ی مسلمانان است در همان حال قدرت احکام شرعی رانیز داشته و همپای وحی اند.

به این دلیل است که می توان در لابه لای این فرمایشات،قانونی مدون جهت شنیدن موسیقی وتعیین کرد.

فرمایشاتی از حضرت محمد (ص) را نقل می کنند که به شرح زیراند.

1-       خدا هیچ پیامبری را از طرف خویش ، بدون صدای خوش ، برای مردم نفرستاده است.

2-   « اوتیت مزما را من مزامیرآل داود» به این معنی که : «به من هم نیمی همچون نی داود بخشیده شده است» (یا به عبارت دیگر این که : من هم صاحب صدای خوش وآهنگی داودی هستم)

شنبه پانزدهم دی 1386 توسط ناصر صنعتی |



مقصود از ايجاد اين وبلاگ، آشنايي بيشتر با خوانندگان و نوازندگان و سازهاي موسيقي سنتي و گشودن دريچه هايي به چشم انداز هاي موسيقي کهنسال اين مرز و بوم خواهد بود تا جويندگان اين هنر اصيل در دست يافتن به اطلاعاتي همچون زندگينامه، اخبار، مقالات، پیوند، سروده ها و اشعار از اين اساتيد، اندکي از دشواري کارشان کاسته شود.
sanati_monfared@yahoo.com

درباره خوانندگان و نوازندگان
اشعار و سروده ها
سازهای موسیقی سنتی

بوی کاغذ
كوه و كلمه
ش مثل عشق
موسیقی سنتی ایران
ساز ایرانی
عشق سه تار
سنتور
شجر
بزرگان موسیقی سنتی ایران
استاد شجریان
آواز
نواهای ایرانی
دود عود
استاد شهرام ناظری
پرویز یاحقی
اسداله ملک
تار و سه تار
دلشدگان
با ستاره ها
همایون شجریان
فرید آفلاین
سرّ عشق
خطّ سوم
نغمه
شب عاشقان بیدل
موسيقي سنتي
چپ راست كوك
زيرخاكي
حسرت پرواز با ستاره ها
سایت اختصاصی استاد کسایی
وبلاگ اختصاصی استاد ذوالفنون
سازها
رنگ
بزرگان موسیقی سنتی ایران
هم نوا با سوز نی
شاه بيت آواز ايراني استاد ايرج

RSS 2.0

گردآوری شده توسط:
ناصر صنعتی منفرد