تبليغاتX
ماهوریان
ماهوریان

موسیقی سنتی ایران - اشعار - بزرگان موسیقی سنتی


ایده آل ...

  

 تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه

   

     مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمعه ششم اردیبهشت 1387 توسط هادی رستملو |

در آستانه سومین سالمرگ آهوی بی همتای دشت غزل...........حسین منزوی زنجانی

به سینه میزنم سردلی که کرده هوایت

دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت

نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز

که اورد دلم ای دوست تاب وسوسه هایت

ترا ز جرگه انبوه خاطرات قدیمی....

برون کشیده ام و دل نهاده ام به صفایت

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست

نمیکنم اگر ای دوست! سهل و زود رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت

کجاست چابکی دستهای عقده گشایت؟

به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک

به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

((دلم گرفته برایت)) زبان ساده عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!!  

 

 غزل:زنده یاد  حسین منزوی

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 توسط هادی رستملو |

در آمدی بر سبک های نی نوازی در دوره معاصر :

در آمدی بر سبک های نی نوازی در دوره معاصر:
            
امروزه و در دوره ای که ما زندگی میکنیم از میان سازها و نوازنده ها میتوان گفت که فقط ساز پر رمز و راز نی است که توانسته علارغم وجود همه مشکلات و نارسایی ها به راه خود در جهت انتقال  این امانت به ایندگان این موسیقی اصیل ادامه دهد. هم اینک در کشور و خارج از کشور اساتید بسیار ارزنده ای در رشته نی نوازی وجود دارند که اتفاقا اثرات ماندگاری را نیز خلق کرده اند.و در این میان یک استاد ارشد وجود دارد که جامعه موسیقی باید خواسته یا نا خواسته و پنهان یا پیدا  در مقابل زحمات ایشان سر تعظیم فرود اورند کسی که به تنهایی بار انتقال این هنر را از نسلی دور به نسل حاضر را به دوش کشیده است کسی که این امانت را از سینه استاد خویش گرفته و به رسم امانت ان را به نسل بعد از خود انتقال داده است و او کسی نیست جز استاد مسلم نی ایران مولانا حسن کسایی.در این قسمت تلاش وبلاگ ماهوریان بر ان است تا اجمالا به معرفی اساتید معاصر نی بپردازد.

عنقریب است که از ما اثری باقی نیست                                   

 شیشه بشکسته و می ریخته و ساقی نیست

 

استاد ارشد حسن کسایی:

 

 به راستی اگر استاد جلیل شهناز را خداوندگار تار می نامند , استاد سید حسن کسایی نابغه نی نوازی ایران را باید خداوندگار نی نامید. استاد حسن کسایی در 20 مهر 1307 در خاندان تاجر پیشه کسایی زاده شد.
پدرش سید جواد از افراد متمکن اصفهان بود و با موسیقی انس و الفتی داشت و با هنرمندان ان زمان اصفهان رفت و امد و حشر و نشری عمیق داشت از جمله : سید حسین طاهر زاده, استاد تاج اصفهانی,اکبر خان نوروزی,غلام حسین سارنج, و خاندان بزرگ شهناز.از هنرمندانی بودند که با خانواده کسایی رفت و امد داشتند.
حسن کسایی به توصیه پدرش به محضر استاد مهدی نوایی راه یافت.لازم به ذکر است که نامدار ترین نی نواز ایران در ان زمان نایب اسد اله اصفهانی بودکه حسن کسایی نتوانست از محضر او سود ببرد و نزد شاگرد ایشان به نام مهدی نوایی تلمذ نمود مهدی نوایی نیز از تنها شاگردان نایب بود. وقتی حسین یاوری بهمحضر نایب رسید نایب که در دوران پیری بود یاوری را به شاگرد ارشد خود مهدی نوایی سپرد و بدین ترتیب و به قول خود استاد کسایی یاوری شاگرد دوران شباب و جوانی مهدی نوایی بود و حسن کسایی شاگرد دوران کهولت مهدی نوایی .
پس از فوت حسین یاوری  تنها حسن کسایی باقی ماند که باید بار سنگین مکتب موسیقی اصفهان  را به دوش میکشید. و  به ایندگان انتقال می داد. حسن کسایی پس از دوران کوتاهی که شاگرد مهدی نوایی بود توانست با قریحه بی نظیر خود تحولی عمیق در ساز نی و نی نوازی ایجاد کند و مانند تهرانی در تمپک و عبادی در سه تار نام خود را در تاریخ موسیقی ایران به ثبت رساند.استاد کسایی در همان دوران جوانی به رادیو راه یافت سپس در دوره ای در محضر استاد ابولحسن خان صبا حاضر شد و سالها کسب فیض نمود و به توصیه استاد صبابه عنوان  تکنواز نی در برنامه گلها به هنر نمایی پرداخت و سالها یکی از بهترین نوازندگان برنامه گلها بود.
همچنین ایشان با همکاری بزرگان مکتب اصفهان مرحوم تاج اصفهانی, استاد جلیل شهناز, که از هر دوی اینها با عنوان استاد خود یاد میکند اثار بی بدیلی را خلق کرد .
استاد کسایی در ان دوران چنان به زیبایی دستگاه ها و ردیف های موسیقی را در ساز نی میگنجاند که همه موسیقیدانان وقت را به تشویق وا میداشت و در دادن جواب اوازها  جزء بهترین ها بود.
و بعد ها با عنوان استادی با شمع وجود خویش داشته هایش را به شاگردانش انتقال میداد.

  در عالم نی مشعلی افروخته ام                 با شمع وجود خویشتن سوخته ام
    پروانه ام و سوختن پروا   ,  نه                    این خود سوزی ز شمع اموخته ام
 
 

 ویژگی های نوازندگی استاد کسایی:

از ویژگی های نی نوازی استاد کسایی میتوان به صدای بی نظیر ساز او و سنوریته عالی اشاره کرد.همچنین می توان به اجرای استاکاتو ها و پاساژ های عالی که از شگرد های استاد است و واریاسیون های عالیو جمله بندی های موزون و گوش نواز و جواب اواز های بی بدیل در نیم پرده ها و ربع پرده ها اشاره کرد.
استاد کسایی اثار ماندگاری را خلق نموده است از جمله : البوم ازکران زنده رود در ۶ کاست, و البوم پس از سکوت در ۳ کاست , و اثر نی و عود از ایشان به نسل های اینده به یادگار مانده است.
استاد کسایی همچنین مهارت خاصی در سه تار نوازی دارد که ان را از خاندان شهناز و همچنین استاد کامل ابولحسن خان صبا به یادگار دارد. و مخصوصا تبحر ایشان در در اواز ها و تحریر های مکاتب مختلف به خصوص مکتب غنی اصفهان که نشان دهنده ارادت استاد کسایی به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانیو سید حسین طاهر زاده است.
استاد کسایی هم اینک دوران بازنشستگی و کهولت خود را در سرزمین محبوبش اصفهان میگذراند.  عمرش طولانی
هنرمند واقعی یک عاشق است و همه عمر به عشق

خود مشغول است با قناعت و تنگدستی تمام عمر در

زاویه می نشیند و به دور از جنجال زندگی میکند و در

عوالم دیگری سیر مینماید از جان شیرین میکاهد و بر

معرفت دیگران می افزاید

دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 توسط هادی رستملو |

بهار بی تو

 تقديم به روح پاک استاد ياحقي,استاد حسن چليپا

  استاد صنعتکار و همه استادان بزرگ هنر اين مرز بوم که

در سال 85 جامه ابدي بر تن کردند.

 

                   
                                                                                         شعر: زنده ياد حسين منزوي
 

چگونه باغ تو باور کند بهاران را

که سالها نچشيده است طعم باران را

گمان مبر که چراغان کنند ديگر بار

شکوفه ها تن عريان شاخساران را

و يا زروي چمن بسترد دوباره نسيم

غبار خستگي روز و روزگاران را

درخت هاي کهن ساقه, ساقه دار شدند

به دار کرده بر اينان تن هزاران را

غبار مرگ به رگ هاي باغ خشکانيد

زلال جاري اواز جويباران را

نگاه کن گل من! باغبان باغت را

و شانه هايش ان رستگاه ماران را

گرفتم اينکه شکفتي و بارور گشتي

چگونه ميبري از ياد داغ ياران را  ؟

درخت کوچک من !

صبور باش و فراموش کن بهاران را

سوار سبز تو هرگز نخواهد امد اه !!

به خيره خيره مبر رنج انتظاران را

دوشنبه ششم فروردین 1386 توسط هادی رستملو |

بمیر ای دل که مرگت زندگانیست..............

بمیر ای دل که مرگت زندگانیست.............

یا حقی کوله بار سفرش را بست و رفت.دوستان عزیز میدانید چرا این قدر دیر در مورد مرگ یاحقی نوشتیم چون هنوز هم مرگ اورا باور نداریم.
اگر چه او اسطوره ویلون بود,اگرچه قطعات بی نظیری ساخت اگر چه یک عمر ما را مسحور هنر خود کرد ولی او به حکم تقدیر باید می رفت.او در حالی ارام گرفت و رخت سفر بست که خودش بار ها گفته بود< هنگام مرگم کسی جز سازم کنارم نخواهد بود> و همین گونه نیز شد پیکر بی جان او را دو روز پس از مرگش در خانه اش درحالی که دیگر به خواب ابدی رفته بود یافتند. او به خواب خوش وقت سحر رسیده بود........
پرویز صدیقی پارسی ملقب به پرویز یاحقی به سال 1315 در تهران خیابان صفی علیشاه چشم به هستی گشود و بعد ها تبدیل به نابغه مسلم ویلون شد. چنان که استاد کامل حسن صبا نیز فرموده بود {این پسر انقلابی در ویلون نوازی به وجود خواهد اورد} وطولی نکشید که سخن استاد صبا تعبیر شد و یا حقی  در 18 سالگی با ساختن اهنگ <<امید دل من کجایی >> استعداد خویش را نمایان ساخت.
او در ساختن و اجرای قطعات چهار مضراب شاهکاری پدید اورد صدای ساز او انچنان پخته و قدرتمند بود که همه را مسحور خود می کرد .
یاحقی موقعی رفت که نباید میرفت هنوز داغ پر کشیدن استاد ملک, استاد تجویدی, در دلمان تازه بود که رفتن یاحقی قلب همه موسیقی دوستان را به درد اورد. واین کشتی طوفان زده را به حال خود رها کرد و رفت.
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی                   این شبیه خون بلا باز چه بود ای ساقی


به هر حال استاد یاحقی به حکم تقدیر رفت وهزاران افسوس به جا مانده که دیگر تاریخ ویلون ایران دیگر امثال یاحقی را به خود نخواهد دید.

                                                                    

        

                                  

چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 توسط هادی رستملو |

پنجه های ماهوریان

شب وصل

    خواننده: شجریان, آهنگ: درویش خان, شعر : محمد تقی بهار, دستگاه : ماهور

 

به شب وصلت جانا                      دیوانه شدم

به شمع رویت جانا                       پروانه شدم

به مه روی تو من جانا                 حیران و ماتم

ز غم عشق تو جانا                      صبر و ثباتم

به حال من نگر, دلبر دلبر

زار و نزارم, جانا زار و نزارم

شیداای توام                   تاج سرم                     بیا به سرم

رسوای توام                   چشم ترم                بنشین به برم

عاشق کردی جانا دلم را بردی

به زلف سر کجت دلبر دلبر

گم شده دلم

جانا گم شده دلم

جمعه بیست و ششم آبان 1385 توسط هادی رستملو |

هیچ مگو

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو                     پیش من جز سخن شهد شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو                                ور ازین بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت                          امدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم                     گفت ان چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من بگوش تو سخن های نهان خواهم گفت            سر بجنبان که بلی جز که بسر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد                          در ره دلچه لطیفست سفر هیچ  مگو

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است    گفت این غیر فرشته است و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد                گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو درین خانه پر نقش و نگار                    خیز ازین خانه برون رخت ببر هیچ مگو

غیر شمس الحق تبریز مبین مولا را                       مثل رخساره این نور نظر هیچ مگو 

از غزل های نغز حضرت مولانا جلال الدین

پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 توسط هادی رستملو |

تاریچه ساز دلنواز سه تار در ایران

 

                                                                                                 

سه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است. سه‌تار را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن زخمه می‌زنند.

سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته است.

سه‌تار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد. بنابر گفته ابوالحسن صبا، سیم چهارم را درویشی به نام مشتاق علیشاه به سه‌تار اضافه کرده است. جنس کاسه سه‌تار از چوب درخت توت و دسته آن از چوب گردو است.

از سه‌تار نوازان معروف از درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، عبادی، محمدرضا لطفی، جلال ذوالفنون و حسین علیزاده نام برد.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.

در گدشته براي از بين بردن اين ساز زيبا و دل نواز آن را چوب سگ زني ناميدند. ولي با تلاش بزرگان اين ساز اين مهم به انجام نرسيد.

سه تار از دسته سازهای مضرابی و يکی از سازهای خانواده تنبور و از اصيل ترين از نظر سابقه تاريخی از قديمی ترين سازهای ايرانی است. ساختار اين ساز شباهت زيادی به تنبور و دوتار داشته، از دو قسمت کاسه صدادهی و دسته تشکيل شده است.

اين ساز از ابتدا همان طور که از نام آن بر مي آيد دارای سه سيم بوده است اما با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سينا، صفی الدين ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزايش سيم چهارم به اين ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سيم هستند. چهارم سه تار به سيم مشتاق معروف است و به روايتی از ابوالحسن صبا اين سيم را اولين بار درويشی به نام مشتاق عليشاه به اين ساز اضافه کرده است. کاسه سه تار از نظر ساختاری همانند کاسه تنبور و عود است ولی اندازه آن کوچک‌تر و اغلب طول قسمت کاسه ساز بين ۲۰ تا ۲۵ سانتيمتر مي باشد. در در قسمت انتهایی کاسه ساز ابزاری چوبين برای نگهداری سيم های ساز وجود دارد که عموماً سيم گير خوانده ميشود. سيم از يک طرف به سيم گير در انتهای کاسه و از طرف ديگر به گوشی های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته مي شوند.

کاسه سه تار را معمولاً از چوب توت ساخته مي شود ممکن است بر روی دسته ساز که عمدتاً از چوب گردو تراشيده ميشود و در معرض ساييدگی است از قطعات استخوان شتر يا به ندرت از عاج فيل استفاده گردد که با اين کار دسته ساز نمايي شبيه به دسته ساز تار پيدا ميکند.

سه تار دارای صدایي مخملين و ظريف بوده از آنجاييکه که با نوک ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته مي شود، صدای ساز ارتباط مستقيمی با اعصاب و روان نوازنده پيدا مي کند و از اين رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهايي خوانده اند.

اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگينی احساس مي کنند، اما نوازندگان معاصر موسيقی ايرانی در تلاش برای توسعه موسيقی مدرن و نوی ايران، اثار زيبايي آفريده اند که با حال و هوايي که تا دو دهه پيش از اين ساز تصور ميشد کاملاً متفاوت است. نوازندگان و آهنگ سازانی مانند حسين عليزاده، مسعود شعاری، جلال ذوالفنون با الهام از متقدمين چون ابوالحسن صبا، نورعلی برومند، سعيد هرمزی و ديگران، اثار باارزشی با ساز سه تار خلق کرده اند.

 

شنبه بیستم آبان 1385 توسط هادی رستملو |

آسمان بی ماه

نغمه خاطر نواز مرغ شب                         کاروان ماه را همراه بود

نیمه شب ها آسمان را عالمیست       آه اگر این آسمان بی ماه بود.

جمعه نوزدهم آبان 1385 توسط هادی رستملو |

مراسم تجلیل از استاد جلیل شهناز

مراسم تجلیل از استاد جلیل شهناز نوازنده بی بدیل تار در تالار رودکی تهران برگزار شد

در این مراسم که برای تجلیل از زحمات بی دریغ استاد که بیش از ۷دهه در موسیقی ایران کشیده بودند چهره های سرشناسی همچون استاد شجریان، داریوش پیرنیاکان و ... حضور داشتند.

 

     

دوشنبه پانزدهم آبان 1385 توسط هادی رستملو |



مقصود از ايجاد اين وبلاگ، آشنايي بيشتر با خوانندگان و نوازندگان و سازهاي موسيقي سنتي و گشودن دريچه هايي به چشم انداز هاي موسيقي کهنسال اين مرز و بوم خواهد بود تا جويندگان اين هنر اصيل در دست يافتن به اطلاعاتي همچون زندگينامه، اخبار، مقالات، پیوند، سروده ها و اشعار از اين اساتيد، اندکي از دشواري کارشان کاسته شود.
sanati_monfared@yahoo.com

درباره خوانندگان و نوازندگان
اشعار و سروده ها
سازهای موسیقی سنتی

بوی کاغذ
كوه و كلمه
ش مثل عشق
موسیقی سنتی ایران
ساز ایرانی
عشق سه تار
سنتور
شجر
بزرگان موسیقی سنتی ایران
استاد شجریان
آواز
نواهای ایرانی
دود عود
استاد شهرام ناظری
پرویز یاحقی
اسداله ملک
تار و سه تار
دلشدگان
با ستاره ها
همایون شجریان
فرید آفلاین
سرّ عشق
خطّ سوم
نغمه
شب عاشقان بیدل
موسيقي سنتي
چپ راست كوك
زيرخاكي
حسرت پرواز با ستاره ها
سایت اختصاصی استاد کسایی
وبلاگ اختصاصی استاد ذوالفنون
سازها
رنگ
بزرگان موسیقی سنتی ایران
هم نوا با سوز نی
شاه بيت آواز ايراني استاد ايرج

RSS 2.0

گردآوری شده توسط:
ناصر صنعتی منفرد