تبليغاتX
ماهوریان
ماهوریان

موسیقی سنتی ایران - اشعار - بزرگان موسیقی سنتی


نام من عشق است آیا میشناسیدم ؟

نام من عشق است آيا مي‌‏شناسيدم؟
زخمي ام - زخمي سراپا مي‌‏شناسيدم؟

با شما طي‌‏کرده‌‏ام راه درازي را
خسته هستم- خسته آيا مي‌‏شناسيدم؟

راه ششصد ساله‌‏اي از دفتر(حافظ)
تا غزل‌‏هاي شماها، مي‌‏شناسيدم؟

اين زمانم گرچه ابر تيره پوشيده است
من همان خورشيدم اما، مي‌‏شناسيدم

پاي رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اينک اين افتاده از پا، مي‌‏شناسيدم؟

مي‌‏شناسد چشم‌‏هايم چهره‌‏هاتان را
همچناني که شماها مي‌‏شناسيدم

اينچنين بيگانه از من رو مگردانيد
در مبنديدم به حاشا، مي‌‏شناسيدم!

من همان دريايتان اي رهروان عشق
رودهاي رو به دريا! مي شناسيدم

اصل من بودم, بهانه بود و فرعي بود
عشق(قيس) و( حسن)ليلا مي‌‏شناسيدم؟

در کف(فرهاد)تيشه من نهادم، من!
من بريدم(بيستون) را مي شناسيدم

مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه اين ايام
با همين ديوار حتي مي‌‏شناسيدم

من همانم, آشناي سال‌‏هاي دور
رفته‌‏ام از يادتان؟ يا مي‌‏شناسيدم؟

حسين منزوي را بايد از بزرگترين غزلسرايان معاصر دانست که ضمن وفاداري به ساختار سنتي غزل، در زبان و دايرهي واژگان نوآوريهاي دلنشيني را رقم زد. شعر او بيشتر حول مضامين عاشقانه ميچرخد، با اين حال از رويکردهاي اجتماعي تهي نيست.

اين شاعر غزلسرا در مهرماه سال 1325 خورشيدي در شهر زنجان متولد شد و تحصيلات دانشگاهي خود را در رشتهي ادبيات دانشگاه تهران ناتمام رها کرد و به رشتهي جامعهشناسي روي آورد، اما پس از مدتي به زادگاه خود برگشت و تا زمان مرگ در اين شهر باقي ماند. «عشق در حوالي فاجعه»، «از ترمه و تغزل»، «از کهربا و کافور»، «از شوکران»، «شکر» و «اين ترک پارسيگوي» (تحليل و بررسي شعر شهريار)، از مجموعه آثار اين شاعر است.
او بامداد چهارشنبه 16 ارديبهشت 83 در سن 58 سالگي براثر عارضهي قلبي و بيماري ريوي در تهران درگذشت. 

چهارشنبه نهم بهمن 1387 توسط ناصر صنعتی |

به یاد استاد پرویز یاحقی

گلهای تازه برنامه شماره ۴۲

ویولون پرویز یاحقی

 صدای محمدرضا شجریان

هنرمندان :

ویولون : پرویز یاحقی -  آواز : محمدرضا شجریان - تار : جلیل شهناز - تنبک : جهانگیر ملک

شعر : سعدی - گوینده : فخری نیکزاد - صدابردار : ایرج حقیقی

دوست می دارم من این نالیدن دلسوز را

تا به هر نوعی که باشد بگذراند روز را

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

فراغت از تو میسر نمی شود ما را

 

دانلود گلهای تازه برنامه شماره 42

چهارشنبه یکم خرداد 1387 توسط ناصر صنعتی |

در آستانه سومین سالمرگ آهوی بی همتای دشت غزل...........حسین منزوی زنجانی

به سینه میزنم سردلی که کرده هوایت

دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت

نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز

که اورد دلم ای دوست تاب وسوسه هایت

ترا ز جرگه انبوه خاطرات قدیمی....

برون کشیده ام و دل نهاده ام به صفایت

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست

نمیکنم اگر ای دوست! سهل و زود رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت

کجاست چابکی دستهای عقده گشایت؟

به کبر شعر مبینم که تکیه داده به افلاک

به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

((دلم گرفته برایت)) زبان ساده عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلم گرفته برایت!!  

 

 غزل:زنده یاد  حسین منزوی

شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 توسط هادی رستملو |

تاريخچه سرود ملي ايران

 سرود " اي ايران" يا سرود ملي غير رسمي ايران دقيقا در 27 مهر ماه 1323 در تالار دبستان نظامي ( دانشکده افسري فعلي ) و در حضور جمعي از چهره هاي فعال در موسيقي ايران متولد شد. شعر اين سرود را "دکتر حسين گل گلاب" استاد دانشگاه تهران سروده بود و از ويژگيهاي آن اول اين است که تک تک واژه هاي به کار رفته در اين سروده فارسي است و در هيچ يک از ابيات آن کلمه عربي يا غير فارسي وجود ندارد . سراسر هر سه بند سرود سرشار از واژه هاي خوش تراش فارسي است ، زبان پاکيزه اي که هيچ واژه ي بيگانه در آن راه پيدا نکرده است.و با اين همه هيچ وتژه اي نيز در آن مهجور و ناشناخته نيست و دريافت متن را دشوار نمي سازد.

دومين ويژگي سرود اي ايران در بافت و ساختار شعر آن است به گونه اي که تمامي گروه هاي سني ، از کودک تا بزرگسال مي توانند آن را اجرا کنند. همين ويژگي سبب شده تا اين سرود در تمامي مراکز آموزشي و حتي کودکستان ها قابليت اجرا داشته باشد.

و بالاخره سومين سومين ويژگي اي که براي اين سرود قائل شده اند ، فراگيري اين سرود به لحاظ امکانات اجرايي است که به هر گروه يا فرد امکان مي دهد تا بدون ساز و آلات و ادوات موسيقي نيز بتوان آن را اجرا کنند.

 

آهنگ اين سرود که در آواز دشتي خلق شده ، از ساخته هاي استاد "روح اله خالقي" است . ملودي اصلي و پايه اي کار از برخي نغمه هاي موسيقي بختياري که از فضايي حماسي برخوردار است ، گرفته شده.

 

اين سرود در اجراي نخست خود به صورت کر خوانده شده ، اما ساختار محکم شعر و موسيقي آن سبب شد تا در دهه هاي بعد خوانندگان مطرحي مانند "غلامحسين بنان" و نيز "اسفنديار قره باغي" آن را به صورت تک خواني هم اجرا کنند.

 

در سالهاي پس از انقلاب ، اين سرود براي مدت کوتاهي به عنوان "سرود ملي" از راديو و تلويزيون ايران پخش مي شد، اما با سيطره گرايشهاي ضد ملي گرايي، اين سرود هم چند سالي از رسانه هاي داخلي حذف شد تا در دهه اخير که باز در مناسبت هاي مختلف تاريخي ، آن را مي شنويم.

قبل از پرداختن به سابقه و تاريخچه اولين « سرود ملي » در ايران شايد بد نباشد اشاره هاي کنيم به آنچه که در زمان « ناصرالدين شاه » به عنوان « سلام شاهي » اجرا مي شده و آن قطعه موسيقي بدون کلامي بوده که به سفارش پادشاه اسلام پناه ، توسط ژنرال نظامي موسيو « لومر » فرانسوي ، مدير « شعبه موزيک » ، در « مدرسه دارالفنون » ساخته شده بود . اين قطعه موسيقي که در همان زمان روي صفحه گرامافون هم ضبط شد را در مراسم رسمي و سلام شاهنشاهي مي نواختند. پنجاه سالي بعد در زمان حکومت « رضا شاه » چيزي شبيه به همين « سلام شاهي » دوران قاجاريه را به نام « سرود ملي » ، و بعد از او در دوره سلطنت پسرش « محمدرضا شاه » ، آن را « سرود شاهنشاهي » نام گذاري کردند .


اما تاريخچه اولين « سرود شاهنشاهي » در ايران ، به نوعي با سابقه فعاليت و تاريخچه تشکيل « انجمن هاي ادبي » در آن کشور ، مربوط است. تشکيل انجمن هاي ادبي از اوايل مشروطيت متداول شد . در آن زمان « وثوق الدوله » که علاقه زيادي به شعر و ادبيات فارسي داشت ، جلساتي براي موضوعات ادبي تشکيل داده بود. اين انجمن ها در اوايل حکومت رضا شاه رونق گرفت و در حدود هفده انجمن ادبي در تهران تشکيل مي شد. از جمله انجمن ادبي « حکيم نظامي » در منزل « وحيد دستگردي » در روزهاي چهارشنبه در خيابان عين الدوله [ ايران ] ، « انجمن دانشوران » در روزهاي شنبه در منزل « شاهزاده سيف اله ميرزا » در منيريه و انجمن ادبي « شيخ الرئيس » در شبهاي جمعه « شيخ الرئيس » که نام اصلي او « شاهزاده محمد هاشم ميرزا افسر » بود .قبلا در خراسان معلم « عبدالحسين تيمورتاش » بود که بعدا به سمت نماينده مجلس انتخاب شد و به تهران آمد و اين انجمن را تشکيل داد. « ملک الشعراي بهار»  » ،رشيد ياسمي » ، « عباس اقبال آشتياني » ،  « سعيد نفيسي » و « تيمور تاش » هم هر هفته به اتفاق انجمني داشتند به نام « انجمن دانشکده» که مطالب مورد بحث در آن انجمن ، نخست ادبي بود و کمي بعد تر مباحث سياسي شد.

 

باري مهمترين انجمن آن روزها « انجمن ادبي ايران » بود که « وحيد دستگردي » ، « شاهزاده افسر » ، « اديب السلطنه سميعي » ، « حاج ميرزا يحيي دولت آبادي » ، « صادق سرمد » ، « محمدحسين شهريار » ، « پارسا تويسرکاني » ، « پروين اعتصامي » و « پژمان بختياري » تشکيل داده بودند.

 

دکتر « رضا نيازمند » در مطالبي با عنوان «  انجمن ادبي ايران و ماجراي آفرينش سرود شاهنشاهي »  منتشر شده و در فصلنامه « ره آورد » که به سر دبيري « حسن شهباز » در آمريکا به چاپ مي رسد ، مي نويسد:

 

در اين موقع رضا شاه تصميم گرفت به مسافرت ترکيه برود . به او اطلاع دادند که در آنجا براي او « سرود ملي » خواهند نواخت . چون ايران سرود ملي نداشت ، رضا شاه دستور داد که به « انجمن ادبي ايران » تکليف کنند سرود ملي تهيه شود. موضوع در انجمن مطرح شد ، ولي اعضا نمي دانستند که چگونه سرود ملي تهيه نمايند . ابتدا تصميم گرفتند که به سرود هاي ساير ممالک گوش دهند تا معاوم شود اصولا سرود ملي چيست ، متضمن چه مطالبي است . سپس شعرهايي بسرايند و با آهنگ بياميزند. قرار شد آقاي « مين باشيان » در انجمن حضور يابند و در اين مورد راهنمايي کنند. آقاي « مين باشيان » [ غلامرضا خان سالار معزز ] در مدرسه موزيک که شعبه اي از دارالفنون بود ، تحت نظر موسيو لومر فرنسوي ، تحصيل موسيقي کرده بود و سپس معام موسيقي و بعد ها رياست کل موزيک نظام را به عهده داشت.

 

در جلسه انجمن قرار شد « شاهزاده محمد هاشم ميرزا افسر » و « مين باشيان » با هم سروده را بسازند .بدين ترتيب که شعر آن را « شاهزاده افسر » تهيه کند و آهنگ را « مين باشيان » و به زودي سرود شاهنشاهي آماده شد و به دربار تقديم گرديد که به نظر رضا شاه برسد. شاه پس از شنيدن شعر و آهنگ ، دو جاي آن را اصلاح کرد !! يکي اينکه گفته شده بود : « از اجنبي جان مي ستانيم » که رضا شاه گفت : « از دشمنان جان مي ستانيم » و ديگري کلمه « شهنشه » بود که گفته شده بود : « شهنشه ما زنده بادا » که رضا شاه به « شاهنشه ما زنده بادا » تغيير داد و بدين طريق سرود ملي ايران تهيه گرديد. 

داستاني که در زير نقل مي گردد مربوط به دانشجويان ايراني است که در دوران سلطنت « احمد قاجار » براي تحصيلات به آلمان رفته بودند و آقاي « دکتر جلال گنجي » فرزند مرحوم « سالار معتمد گنجي نيشابوري » براي نگارنده نقل کرد :
ما هشت دانشجوي ايراني بوديم در آلمان که در عهد احمد شاه تحصيل مي کرديم . روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند . ما بهانه آورديم که عده مان کم است . گفت : اهميت ندارد ، از برخي از کشور ها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي کند و همان يک نفر پرچم کشور خود را حمل خواهد کردو سرود ملي خود را خواهد خواند . چاره اي نداشتيم . همه ايراني ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و پدرمان بپرسيم به راستي ازا گرفته بوديم که مشکلمان را چگونه حل کنيم . يکي از دوستان گفت اينها که فارسي نمي دانند . چه طور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم  و بخوانيم و بگوييم همين سرود ملي ماست. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند. اشعار مختلفي را که از سعدي و حافظ مي دانستيم با هم تبادل کرديم . اما اين شعر ها آهنگين نبود و نمي شد به صورت سرود خواند. بالاخره من ( دکتر گنجي ) گفتم بچه ها عمو سبزي فروش را بلديد؟ گفتند بله . گفتم هم آهنگين است هم ساده و کوتاه . بچه ها گفتند آخه عمو سبزي فروش که سرود نمي شود . گفتم بچه ها گوش کنيد و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: « عمو سبزي فروش . . . بله. سبزي کم فروش . . . بله . سبزي خوب داري ؟ . . . بله » فرياد شادي از بچه ها برخاست و شروع به تمرين نموديم . بيشتر تکيه شعر روي کلمه « بله » بود که همه با صداي بم و زير مي خوانديم . همه شعر را مي دانستيم. با توافق همديگر سرود ملي به اين صورت تدوين شد:

عمو سبزي فروش ! . . . بله .

سبزي کم فروش ! . . . بله .

سبزي خوب داري؟ . . . بله .

خيلي خوب داري؟ . . . بله .

عمو سبزي فروش ! . . . بله .

سيب کالک داري ؟ . . . بله .

زالزالک داري ؟ . . . بله .

سبزيت باريکه ؟ . . . بله .

شبهات تاريکه ؟ . . . بله .

عمو سبزي فروش ! . . . بله .

 

اين را چند بار تمرين کرديم . روز رژه ، با يونيفرم يک شکل و يک رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، « عمو سبزي فروش » خوانان رژه رفتيم . پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند از « بله » گفتن ما به هيجان آمدند و « بله » را با ما همصدا شدند به طوري که صداي « بله » در استاديوم طنين انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خير گذشت.

 

پانويس هاي مربوط به سرود ملي:

«  حسينعلي ملاح » استاد و از بزرگان موسيقي ايران در بخشي از خاطرات خود ، با عنوان « سرود ملي ايران و چگونگي ابداع آن » ، درباره چگونگي ساختن سرود ملي که به دستور رضا شاه انجام شد مي نويسد:

هنگام ساختن اين سرود ، ستوان « نجمي » با ساز قره ني ( کلارينت ( آهنگ را مي نواخت و شعر آن ساخته مي شد ، اشهار اين شود در سه قسمت ( سه بند يا پاره ) است . نخست سرود شاهنشاهي است که مرحوم « شيخ الرئيس افسر » ساخته . قسمت دوم آن « سرود پرچم » بوده که سراينده آن « پارسا تويسرکاني » است و قسمت سوم آن « سرود ملي » است که گوينده اين قسمت نيز « شيخ الرئيس افسر » است.

دو ماهي بعد از وقايع شهريور 1320 ، « روزنامه اطلاعات » به تاريخ 13 آبان ماه 1320 نامه اي از يکي از خوانندگان خود به نام « جهانگير افخمي » را به چاپ رساند . ايشان در نامه کوتاه خود خواستار سرود ملي شده و مي نويسد :

«  همه مي دانيم که سرود ملي براي هر ملت زنده لازم است تا به وسيله آن ، احساسات ملت تحريک و تهييج شود . بنده مدتي است که راجع به سرود ملي با عده زيادي صحبت کرده ام و همه را با خود هم عقيده ديدم . از اين جهت من به نام عده اي بي شمار که شايد تمامي اهالي کشور باشند از رياست  اداره موسيقي کشور خواستارم که براي ما سرود ملي بسازند. با اطلاعات کافي که آقاي « علينقي وزيري » در اين فن دارند ، با کمال بي صبري انتظار اعلام سرود ملي را در برنامه راديو تهران داريم.

اين پيشنهاد در حقيقت به معني اعتراض به سرود شاهنشاهي بود اما از آنجا که سياست متفقين اين بود که هيچ چيزي تغيير نکند ، سرود شاهنشاهي هم به عنوان سرود ملي تا سقوط سلسله ي پهلوي باقي ماند. ليکن سرود اي ايران در مدارس جزو درس موسيقي بود و توسط دانش آموزان خوانده مي شد.

راديو نبز از آن در برنامه هاي خود استفاده مي کرد، ولي سرود رسمي همان سرود شاهنشاهي بود که عصر پهلوي را «  صد ره بهتر از عهد باستان » توصيف مي کرد. « جهانگير افخمي » بعدها نماينده روزنامه اطلاعات در نيويورک شد .

پانويس هاي مربوط به سرود شاهنشاهي :

در دهه هاي آخر از حکومت سابق ، اجراي سرود شاهنشاهي امري معمول بود که در مناسبتهاي مختلف انجام مي شد. جا افتاده ترين آنها ، پخش اين سرود در شروع و پايان برنامه هاي روزانه راديو و تلويزيون آن زمان و نابه جا ترينشان ، پخش آن در شروع هر سانس فيلم در سينما هاي ايران بود . امري که بنا به دستور به استثناي زناني که در دو ماه آخر بارداري خود بودند ، همه از پير و جوان ، مرد و زن ، از خرد و کلان بايد که از صندلي هاي خود برخاسته و به حالت « ايست – خبردار » تا پايان سرود مي ايستادند. در تبصره آن بخشنامه آمده بو د، سربازان و افراد نظامي که با لباس و کلاه در سالن نمايش فيلم حضور دارند ، در زمان نواختن سرود شاهنشاهي ، موظف به اجراي سلام نظامي ( اشاره با انگشتان دست راست بر بالاي شقيقه ) هستند.

در کتابي که با عنوان « مظفر بقايي به روايت اسناد ساواک » منتشر شده ، سندي از « گزارش اطلاعات داخلي » به شماره 62د- 1 و تاريخ 29/11/1337 به چاپ رسيده که در قسمتي از آن ، خبر چين ساواک گزارش مي دهد:

 

«  هاشمي يزدي » به « سرهنگ رحيمي » اظهار داشت : شما حالا با اين دستگاه مخالف هستيد؟ « سرهنگ رحيمي » اظهار داشت : صد در صد با اين دستگاه امروز مملکت مخالفم و هر وقت هم به سينما مي روم اينقدر در بيرون سالن منتظر مي مانم تا سرود شاهنشاهي تمام شود و مجبور نشوم در سالن جلوي عکس قبله عالم بلند شوم و بغض من به اين دستگاه ظالم پرور به قدري زياد است که تا کار خود را انجام ندهم ، راحت نمي شوم .

 از ديگر خاطراتي که مربوط به اجراي سرود شاهنشاهي در سينما ها مي شود خاطره اي است از « صادق هدايت » نويسنده معاصر ، به اين شرح که : شبي همراه با چند تن از دوستانش  به سينما مي رود . نواختن سرود شاهنشاهي که شروع مي شود همه برپا مي شوند ولي او نه . همانطور که برجاي خود نشسته پاسبان ناظر در سالن سينما به سروقتش مي آيد که مگر نمي شنوي سرود شاهنشاهي مي زند؟ او هم با بي حوصلگي جواب مي دهد : نه سرکار من گوش موسيقي ندارم.

 

یکشنبه سوم دی 1385 توسط ناصر صنعتی |

پنجه های ماهوریان

شب وصل

    خواننده: شجریان, آهنگ: درویش خان, شعر : محمد تقی بهار, دستگاه : ماهور

 

به شب وصلت جانا                      دیوانه شدم

به شمع رویت جانا                       پروانه شدم

به مه روی تو من جانا                 حیران و ماتم

ز غم عشق تو جانا                      صبر و ثباتم

به حال من نگر, دلبر دلبر

زار و نزارم, جانا زار و نزارم

شیداای توام                   تاج سرم                     بیا به سرم

رسوای توام                   چشم ترم                بنشین به برم

عاشق کردی جانا دلم را بردی

به زلف سر کجت دلبر دلبر

گم شده دلم

جانا گم شده دلم

جمعه بیست و ششم آبان 1385 توسط هادی رستملو |

هیچ مگو

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو                     پیش من جز سخن شهد شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو                                ور ازین بی خبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت                          امدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم                     گفت ان چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من بگوش تو سخن های نهان خواهم گفت            سر بجنبان که بلی جز که بسر هیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد                          در ره دلچه لطیفست سفر هیچ  مگو

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است    گفت این غیر فرشته است و بشر هیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد                گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو درین خانه پر نقش و نگار                    خیز ازین خانه برون رخت ببر هیچ مگو

غیر شمس الحق تبریز مبین مولا را                       مثل رخساره این نور نظر هیچ مگو 

از غزل های نغز حضرت مولانا جلال الدین

پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 توسط هادی رستملو |

آسمان بی ماه

نغمه خاطر نواز مرغ شب                         کاروان ماه را همراه بود

نیمه شب ها آسمان را عالمیست       آه اگر این آسمان بی ماه بود.

جمعه نوزدهم آبان 1385 توسط هادی رستملو |



مقصود از ايجاد اين وبلاگ، آشنايي بيشتر با خوانندگان و نوازندگان و سازهاي موسيقي سنتي و گشودن دريچه هايي به چشم انداز هاي موسيقي کهنسال اين مرز و بوم خواهد بود تا جويندگان اين هنر اصيل در دست يافتن به اطلاعاتي همچون زندگينامه، اخبار، مقالات، پیوند، سروده ها و اشعار از اين اساتيد، اندکي از دشواري کارشان کاسته شود.
sanati_monfared@yahoo.com

درباره خوانندگان و نوازندگان
اشعار و سروده ها
سازهای موسیقی سنتی

بوی کاغذ
كوه و كلمه
ش مثل عشق
موسیقی سنتی ایران
ساز ایرانی
عشق سه تار
سنتور
شجر
بزرگان موسیقی سنتی ایران
استاد شجریان
آواز
نواهای ایرانی
دود عود
استاد شهرام ناظری
پرویز یاحقی
اسداله ملک
تار و سه تار
دلشدگان
با ستاره ها
همایون شجریان
فرید آفلاین
سرّ عشق
خطّ سوم
نغمه
شب عاشقان بیدل
موسيقي سنتي
چپ راست كوك
زيرخاكي
حسرت پرواز با ستاره ها
سایت اختصاصی استاد کسایی
وبلاگ اختصاصی استاد ذوالفنون
سازها
رنگ
بزرگان موسیقی سنتی ایران
هم نوا با سوز نی
شاه بيت آواز ايراني استاد ايرج

RSS 2.0

گردآوری شده توسط:
ناصر صنعتی منفرد